علي جهانگيري

 

بسياريم و ، چيستيم ؟

جز ياس ابي از ريختن

جز تماس شمع

  به سوال تاريك

به مردمك تو

 نژاد تماسيم

 انگشت ها گناه آسان را شكنجه مي كند

 تشويش هايم پست نمي شود

 و صبح ار تماس مي گريزد

 روشن بدن باد است

 من از دود اويزانم

 همزاد نگراني هايم

 صدف ها بر صخره ها عشق مي ورزند

 و اقيانوس در زهدانشان گم مي شود

 اين ها در من بال مي زند

 و اين تاريكي من است

 سلام اي تاريكي پرنده

 آسمان آسان تماس

 از بسياري

 چيستيم و ؟ بسياريم . 

    

نویسنده : علی جهانگیری : ۱٠:٤٢ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٥/۱٠/۱٥
Comments نظرات () لینک دائم