دست هایی از فسفر

در خواب باغ

تنی گدازه های جهان

کبوتران و خوشه های خواب

تنی برای  انگور

مهتاب گونه های اشک

تنی گمان گم

در تن و خوشه های خواب

لبی تراوش تن

چابک

نشسته به راه باران

می نوشد و تراوش تن

سلسله ی اعصابت را . . .

افتابی بر لب

که سایه می گیرد از تن

 

 

 

 

/ 11 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
میثم ریاحی

سلام مجدد دوست من ! به روزم با معرفی شاعران گلستان ....و کسب اجازه از محضر عزیز ....یا علی

حسین دیلم کتولی

سلام /موسيقی وفخامت کلامی علی هميشه برايم زيبا بوده وهست ولی نمی دانم چرا سلسله ی اعصابت را زجرم می دهد با بند های بالا انگار زياد دارد وشعر را از يکدستی وروانی می اندازد من هنوز شاگرد بزرگان خواهم ماندحجم من کم است به بزرگی خودت ببخش

تیرداد

سلام جناب جهانگيری اگر چه گرگان برايم دوران استفراغ شعر يا گند زدن به ادبيات بود ... اگر چه گرگان تمام خاطراتش ... بود ديگر يک چيزی بود ... اما شعر های شما برايم وقتی از گوشه کنار می خواندم مثل همين وبلاگ ميثم جالب بود براستی شما و علی مومنی وزنه های شعری انجا هستید و دگر هیچ ... با احترام : تيرداد راد

زردشت آریان

عرض ها شیوه ای در اسپاسمان دارند رگه هایی که به زور انگور عمودی پایین می ایند تن یک اسپیس خلاق وتجربی برای فرم وپرش های سه بعدی می تواند باشداما با گفتن باران چتری باز نمی شود آقا .عاشقانه ای که تنها صحبت از باران می کند می توانید تن وسکس را در ایجاد خلاقیت وفرم سورریالیسم دهه بیست وسی اروپا ببینید یا کوبیستی انرا در تابلو های پیکاسو یا می شود وطنی نگاه کرد تجربه های هم زمان خانم فروغ وآقای رویایی (این اخری را حتما خوب می شناسید ؟)متنی خام از دیده های قبلی بیدل تا آقای رویایی می بینید که انگور وتنها گفتن تن این قدر ها هم ایجاد فضا نکرده روایت تاویلی آن با شما

ehsan ezzati

بکر بود . تازه و نفسگير . خوانش دوباره را می طلبد ، شديد !

فرزانه کیا

سلام آقای جهانگیری ( امیدوارم من رو بیاد بیارید)...! من از شعر چیز زیادی نمی دونم اما از خوندن اثر شما لذت بردم. به امید دیدار.

میثم ریاحی

سلام دوست من ! با شعری از پگاه احمدی ، شعری از خودم و نقدی از علی مسعود هزارجریبی به روزم ....و منتظر ...علی جان امیدوارم حالت خوب خوب شده باشه ....در مورد شعرت که قبلا گفتم خوب بود ............یا علی

ميرزايی

سلام با فرشته فردوس خواه بروزم .تا بعد