لاء له ها

«بين ما كوه ها افتاده است»<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

فرهنگ و آداب يك قوم شامل عناصر گوناگوني است كه برخي از اين عناصر مكتوب نبوده و بصورت آداب و رسوم و يا ادبيات شفاهي  ظهور مي نمايد كه لأله هاي قوم تركمن نيز به اين شاخه ها تعلق مي يابد شايد در ميان ادبيات ملل و اقوام مختلف كمتر شاخه اي را بتوان يافت كه خاص زنان باشد اما لأله ها مخصوص دختران و نوعروسان قوم تركمن و كلاً اقوام آسياي ميانه است و نظر به ارادت اندك اين اقوام به مكتوب نمودن آثارادبي ‏‏‏‏، لأله ها كه سرودهائي برآمده از جان نوعروسان مي باشد با همه تنوع و گوناگوني به صورت شفاهي و سينه به سينه نقل شده است. وسعت اين شاخه از ادبيات به گونه اي است كه مي توان با جمع آوري آنان چندين كتاب شعر تهيه نمود و هر روز نيز به انتظار خلق آثارتازه بود و تلاش هاي انجام گرفته در اين زمينه نا كافي مي نمايد. شايد در يك چشم انداز كلي بتوان گفت كه لأله ها، اندوه واره ها و هجراني هاي نو عروسان مي باشد. دختراني كه بدون هيچ اراده اي تنها به خواست و ميل ديگران تن به ازدواج و دوري از ديار مي دادند0سرايندگان لأله ها كاملا گمنام هستند و بوجود آورندگان اين اشعار دختران ستم كشيده اي مي باشند كه از قوم و خانواده ي خود دور مانده اند و در ميان مردمي نا آشنا، مويه ها و ناله هاي خود را غريبانه سر مي دهند و به همين علت موضوع اكثر لأ له ها دوري از قبيله و ديار و دوستان دوران كودكي مي باشد شكل آ وايي لأ له ها بي شباهت به لالائي هاي زبان فارسي نيست (اما بايد توجه داشت كه لالائي در ايل تركمن شاخه ي منحصر به فرد خود را دارد كه هودي ناميده مي شود ) و لأ له بنا به افسانه هاي قديم نام دختري است كه با اجبار به ازدواج در قبيله اي ديگر تن داده اسـت و غم ناله هاي خود را به اين شكل سروده اسـت وشايد بتوان لأله ي افسانه اي را ،اسطوره اي بوجود آمده در ذهن دختران تركمن و  دليلي بر  سر نوشت غمناك آنان دانست.

به هر شكل كاربرد لأله ها بسيار متفاوت تر از لالائي در ايران و اقوام ديگر است خوانش اين دسته ازسرودها بصورت دسته جمعي و همسرايي انجام مي گيرد و با حركات دست و لب همراه مي باشد .

معمولاً لأله ها در قالب چهار پاره بوده و اكثراًهفت هجايي مي باشند و بندرت مي توان در ميان آنان قالب هاي ديگر مثل ترجيح بند را يافت .

آنچه لأله ها را از ديگر شاخه هاي ادبيات متمايز مي نمايد موضوع و غناي اين سروده هاست . از لحاظ موضوع همان طور كه اشاره شد معمولاً توصيف غربت و دوري وياد گذشته است و خطاب آن به مادر و اقوام و  آشنايان مي باشد كه نمونه هاي بسياري  مشابه قطعه ي زير براي آن وجود دارد:

چونگور قويا داش آتسانگ (آتسانگا)

چومر گيده اجه جان

 ياد ايللره قيز بر سنگ

ييتر گيده اجه جان

«««««»»»»»

اگر سنگي در چاهي عميق بياندازي

گم ميشود ، ميرود مادر جان

دختر به ايل دور بدهي

فراموش مي شود ، مادر جان

و با توجه به محيط زندگي ايل تركمن و رابطه ي تنگاتنگ اين قوم با طبيعت ، اشعار سروده شده معمولاً با تأثير از محيط پيرامون ،  داراي تصاوير بديع و شاعرانه مي باشد در حاليكه يادآوري اين نكته ضروري است كه سرايندگان اين اشعار شاعر نبوده و فقط اندوه خود را در اين قالب منعكس مي نمودند  كه تا حدود زيادي مي توان آن را به اشعار دشتي كه در جنوب و مركز ايران رواج دارد تشبيه نمود . نگاه دختران تركمن به طبيعت نگاهي منحصر به فرد است آنان خود را با هستي اطراف يگانه مي يابند و در لأله هاي سروده شده معمولاً يك سمت تصوير، طبيعت و سويه ي  ديگر سراينده مي باشد و در همانندي  اين دو سويه غناي زبان ، نمود ويژه اي مي يابد

سووا گيرديم بويلاديم

سوو ايچينده اويناديم

ياد ايل لرينگ ايچينده

يايليق چكيپ آغلاديم

«««««»»»»»

تاگردن در آب فرو رفتم

و در ميان آب رقصيدم

در ميان ايل دور

روسري ام را بر چهره ام كشيده و گريستم

و يا

گئوز قاميش آ، گئوز قاميش

ايچيندأ  كي دال قاميش

قيزين يادا بره نينگ

بييك اؤي ني اود آلميش

«««««»»»»»

نيزار انبوه ، نيزار انبوه

با نيي تنها در ميانش

كسي كه دختر به ايل غريبه مي دهد

 خانه ي بلندش آتش بگيرد

 

و گاهي مضامين اجتماعي و تاريخي دستمايه ي سرايش اين اشعار مي گردد و با توجه به اين مسئله كه سرايش لأله ها چندين قرن قدمت دارد ميتوان بابررسي  اين اشعار اوضاع و احوال اجتماعي و تاريخي روزگاران گذشته ي تركمن ها  را بررسي نمود اما آنچه بيشتر از همه در انبوه لأله هاي سروده شده به چشم مي آيد عاشقانه سرايي ونگاه عاشقانه به هستي مي باشد كه اكثراً در هجراني ها و دور افتادگي ها تجلي مي گيرد و با توجه به محدوديت نو عروسان ودختران ، اين اندوه بي پايان در لأله ها شكوفه كرده و به بار نشسته است

 

ساري دو نينگ گييپ سينگ

تلاره سويه نيپ سينگ

آخ و زارينگ من چكيان

سن نامه ساره ليپ سينگ

«««««»»»»»

پيراهن زردت راپوشيده اي

و به تلار تكيه داده اي

آه و زاري ات را من مي كشم

تو چرا چهره ات زرد شده است

 

عدم شراكت دختران تركمن در گذشته اي نه چندان دور وحتي روزگار حاضردر سرنوشت و آينده ي خويش و فرياد اعتراض آنان باعث بوجود آمدن شاخه اي از ادبيات شفاهي مخصوص زنان شده است كه شايد بتوان گفت در ميان اقوام ديگر كم نظير و حتي بي نظير مي باشد به اميد آن روز كه از علت هاي سرايش لأله ها فقط سرودن بماند و بس .

 

اليمدن سويشام قاچدي

بيله ديم نيراك دو شدي

آلا گوزلي بويداش جان

آراميزا داغ دو شدي

«««««»»»»»

شيشه ام از دستم رها شد

نمي دانم در كجا افتاده است

اي دوست زيبا چشم من

بين ما كوه ها افتاده است

 

 

 

                                                                   مهرماه 1379

                                                            ناز محمد پقه ، علي جهانگيري      

 

/ 1 نظر / 25 بازدید
؟

رنگ متنتو عوض کن تا مطالبت رو بخونن !!! همه که رو کل متن ///