دو رباعی از شكيب غلامي

دو رباعي از شكيب غلامي<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

گل سرد شده به او تبي شاد بده

عطري از سرخ رفته بر باد بده

پژمرده ام از سياه اي حضرت ماه

امشب به من آ فتاب را ياد بده

 

 

 

بگذار پرنده زخم ديگر بخورد

از نقب زدن به آسمان سر بخورد

اي پنجره بر دهان خود پرده بكش

حرفي نزني به سنگ ها بر بخورد

 

 

 

/ 1 نظر / 21 بازدید
مهدی تقی نژاد

سلام یادش به خیر زمانی با این شکیب خان هم دانشگاهی و دوست نزدیک بودیم و الان سال هاست از او بی خبرم. این رباعی او از همان سال ها در ذهن من مانده است: ما از شب این هزاره برخاسته ایم با رایتی از ستاره برخاسته ایم باران باران به خاک اگر ریخته ایم توفان توفان دوباره برخاسته ایم